تبليغاتX
کیوان افشار.بلاگفا.کام تعطیل شد
و دیگر هیچ...!
 

********************************************************************

ويژگي هاي كلي: اين دختران از آن دسته دختراني هستند كه تا زمان ورود به دانشگاه با واژه اي به اسم پسر
غريبه هستند و تنها وسيله نقليه اي كه سوار شده اند اتوبوس مي باشد.از نظر شكل ظاهري بيشتر شبيه مردان
غيرتمند و با خدا هستند!!!
خصوصيات :
مي دهد! ERROR ترم 1- اصولاً وقتي به آنها بگوييد با سه حرف پ- س – ر يك كلمه معني دار بسازيد مخ آنها
چون فكر ميكنند تنها دانشجوي اين مملكت هستند عمراً كسي را تحويل نمي گيرند. و تا وقتي كه قبل از اسمشان كلمه
GF مهندس و دكتر را به كار نبريد جوابتان را نمي دهند! {پيشنهاد ميكنم كه در دختران ترم يكي (صفري) به دنبال
نباشيد چون پا نمي دهند
.طولاني ترين مسيري را كه طي ميكنند مسير دانشگاه تا خانه مي باشد.به پسران همكلاسي به چشم خواستگار نگاه مي كنند.تمام كتب ترم اول را مي خرند و با دقت جلد ميگيرند.سوژه
خنده دانشجويان ترم بالايي هستند. وقتي به آنها سلام ميكنيد به چشم يك مزاحم خياباني به شما نگاه ميكنند!(بي
جنبن ديگه!!!) در فاصله بين كلاسها نان و پنير دستپخت مادر را ميل ميكنند تا انرژي بگيرند!
ترم 2 – همچنان قادر به ساختن كلمات معني دار نميباشند! متوجه ميشوند به غير از آنها افراد ديگري نيز به اسم
دانشجو تو اين مملكت هستند! به مقدار بسيار ناچيز از قطر ابروها كاسته ميشودولي سيبيل جزيي از اعضاي ثابت بدن
مي باشد.سر كلاس متوجه موجوداتي عجيب و غريب ميشوند اما اسم آنها را نمي دانند.كماكان مسير دانشگاه تا خانه
بدون هيچ كم و كاستي طي ميشود.نيمي از كتاب هاي ترم را ميخرند و نيمه ديگر را از كتابخانه مي گيرند.اگر به آنها
سلام كنيد در جواب زمزمه نامفهومي ميشنويد با اين مضمون:سلام عليكم ورحمة الله و بركاته! دو- سه بار از جلوي
ترياي دانشكده رد ميشوند اما جرأت داخل شدن را ندارند!(استغفرالله)
ترم 3 - به معناي واژه پسر پي مي برند و با ماهيت آن موجودات عجيب و غريب آشنا مي شوند.به اين نكته حياتي پي
قضاي حاجت نيست!!!سوژه خنده پيدا مي كنند.همه كتابها را از كتابخانه مي گيرند و WC مي برند كه تنها استفاده
متوجه ميشوند كه تا 4 جلسه ميتوانند سر كلاس غيبت كنند.مي فهمند كه شهر خيلي بزرگ است و غير از خانه شان
جاهاي ديگري هم دارد! تريا دانشكده تبديل به پاتوق آنها ميشود.در جواب سلام شما ميگويند سلام!
آشنا ميشوند اما راه و رسم تور كردنش را بلد نيستند.ابروها نازك ميشودو سيبيل ناپديد!در ساعت BF ترم 4 – با واژه
ميروند!!!هميشه در دانشگاه از قسمتهاي "پر پسر" عبور WC هاي استراحت بين كلاسها و حتي وسط كلاس ها به
ميكنند.شروع ميكنند به پرسيدن آدرس از پسراي خوش تيپ دانشگاه!(نكته:اگر ديديد كه جلوي در آموزش يه دختر
ازتون آدرس آموزش رو پرسيد پس: 1- دختره ترم 4 درس ميخونه. 2-شما خوشتيپيد!. 3 – يالا مخشو بزن ديگه چلمن!)
3 شب يكبار به خانه ميروند براي حاضري و به خاطر غر زدن هاي مامان بابا.(خوب - شروع ميكنن به نوشتن جزوه !هر 2
پدر مادرن ديگه دلشون تنگ ميشه شما به بزرگي خودتون ببخشيد!) و تعويض لباس و بقيه روز ها خونه دوستشون
درس ميخونن!(آره جون خودت .بيچاره پدر ,مادره خبر نداره خوابگاه دخترا بغل خوابگاه پسراست!!!!) در جواب سلام شما
ميگويند:سلام.چطوري؟خوبي؟
را بدست مي آورند اما چون تازه كار هستند بامبول هاي زيادي ( BF) ترم 5 –يكي از اين موجودات خوش خط و خال
دارند ديگه احدي را BF كار دارند!چون WC سرشان پياده ميشود!اصلاً سر كلاسها نمي روند و از دانشگاه فقط با
دارند و آسمان باز BF تحويل نميگيرند و درست مثل ترم يك ميشوند( چون اين دفعه فكر ميكنن فقط خودشونن كه
شده اين پسره افتاده تو بغل اينا! =آخر بي جنبگي)كوتاهترين مسيري را كه طي ميكنند مسير دانشگاه به كافي شاپ و
سپس خانه ميباشد.از چهره مردانه گذشته تنها خاطره اي باقي مانده است!(اينجاست كه ميگن مردونگي مرده!!!)
به دليل افزايش آرايشات روي صورتشون اضافه وزن مي آورند و براي جبران آن از مقدار شلوار و مانتو شان كم
شان در تريا دانشكده رزرو است!تابلو ميشوند.كاركنان حراست دانشگاه BF ميكنند!يك ميز اختصاصي براي خودشان و
آنها را به اسم كوچك مي شناسند.سند كميته انضباطي را به نامشان ميكنند!
در جواب سلام شما (بعد از 10 دقيقه!) مي گويند:اوا سلام ببخشيد حواسم نبود(طرف داره عاشق ميشه و حواسش يه
جاي ديگست....خاك بر سرت!)
ترم 6 – خيلي تابلو ميشوند!عاشق ميشوند! !مشروط ميشوند!!!
ترم 7 – به طرز وحشتناكي تابلو ميشوند! در عشق شكست ميخورند!مشروط ميشوند!
ترم 8– دوباره آدم ميشوند.ديگر تابلو نيستند چون جوانان مستعد ديگري جاي آنها را ميگيرند(من لذت مي برم ميبينم
اين جوونا.......!)جاي جاي دانشگاه برايشان خاطره انگيز است.مثل بچه آدم اين ترم درس ميخوانند فارغ ميشوند.در به در
دنبال شوهر ميگردند.به نگهبان جلوي در دانشگاه هم پا مي دهند.به اولين پيشنهاد جواب مثبت ميدهند و از چاله به
چاه مي افتند!!!!

لینک منبع

 

+ نوشته شده در  جمعه 9 شهریور1386ساعت 12:6  توسط ::..مرحوم کیوان افشار..:: |